مرتضى مطهرى

345

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

مىگويند على عليه السلام به يكى از اصحابش مىفرمود : عِظْنى مرا موعظه كن ، و مىفرمود : در شنيدن اثرى هست كه در دانستن نيست . بايد هميشه گروهى شايسته مردم را موعظه كنند ، به ياد خدا بياورند ، از غفلتى كه از مرگ دارند بيرون بياورند ، مردم را متوجه آثار گناهانشان بكنند ، از قبر و قيامت به مردم بگويند ، مردم را به عدل الهى متوجه نمايند . اين امرى است لازم و ضرورى و هيچ وقت جامعه از اين بىنياز نيست . در گذشته ما وعّاظ خوبى داشته‌ايم ، حالا هم بحمداللَّه داريم ، و هرچه بيشتر وعّاظ جامع‌الشرايط كه صلاحيت موعظه داشته باشند داشته باشيم بهتر است « 1 » . اين ، يك كارى كه در خطابه‌ها و منابر بايد انجام شود . مصالح‌گويى قسمت دوم همان است كه فرمود : وَ تَوْقيفِهِمْ عَلى ما ارادَ مِنْ مَصْلَحَةِ دينِهِمْ وَ دُنْياهُمْ يعنى خطيب مردم را آگاه گرداند به مصالح دين و مصالح دنيوى آنها ، كه در حال حاضر چه جور عمل كنند كه هم خير و مصلحت دين آنهاست و هم خير و مصلحت دنياى آنها . اين كار بزرگى است ، از موعظه كردن خيلى مشكلتر است . موعظه ، اگر خود شخصْ اهل عمل باشد ، صفاى قلبى داشته باشد ، ايمانى داشته باشد و چند كلمه از مواعظ بداند مىتواند موعظه كند و موعظه‌اش تا همان حد مفيد باشد . در موعظه اگر خود شخص اهل عمل باشد و اخلاصى داشته باشد همان بازگو كردن كلمات بزرگان كافى است ، و اما اينكه شخص بخواهد مصالح عاليهء دينى و دنيايى مردم را بگويد و آنها را به آن مصالح آگاه كند خيلى مشكل است . دو اشكال در اين كار هست : يكى اينكه علم و اطلاع زياد مىخواهد ، ديگر اينكه اخلاص بسيار لازم است كه آنچه را از مصالح عاليهء دينى و دنيايى مىفهمد همانها را به مردم بگويد .

--> ( 1 ) . در يك قرن اخير در اين قسمت يعنى قسمت وعظ و موعظه مىتوان مرحوم حاج شيخ جعفرشوشترى و مرحوم حاج شيخ عباس قمى ( اعلى اللَّه مقامهما ) را به عنوان نمونه‌هاى عالى نام برد .